تبلیغات
توصیه های اخلاقی و معنوی - توصیه های معنوی و دستورالعمل برای تزكیه نفس از امام صادق علیه السلام

توصیه های اخلاقی و معنوی
 
دستورالعمل برای سیر و سلوك الی الله و تزكیه نفس

توصیه های معنوی امام صادق علیه السلام به اراده کنندگان سیر وسلوک الی الله

حدیث عنوان بصری

آیت ا... قاضی شاگردانش را بدون التزام به حدیث عنوان بصری نمی پذیرفت و توصیه می کرد که حدیث عنوان بصری را بنویسید و بدان عمل کنید وهمراه خود داشته باشید و هفته ای یکی دو بار آنرا مطالعه کنید

به ادامه مطلب مراجعه شود

عنوان بصری پیرمردی که نودو چهار سال از عمرش سپری می شد گوید : من به نزد مالک بن انس رفت و آمد می کردم , چون جعفر صادق (ع) به مدینه آمد , نزد او رفت و آمد کرده و دوست داشتم همانطور که از مالک کسب علم می کردم از او نیز علم بیاموزم .

روزی امام به من فرمود : من مردی هستم که دستگاه حکومتی به دنبالم بوده و با این حال در هر ساعتی از ساعات شبانه روز اذکاری دارم ,  مرا از اوراد و اذکار باز مدار , علم را از مالک بگیر و نزد او رفت و آمد نما همانگونه که سابق نزد او رفت و آمد داشتی !

از این بیان غمگین گشتم , از نزد او بیرون آمده و با خود گفتم : اگر در من خیری می یافت مرا از رفت و آمد نزد خود و تحصیل علم منع نمی کرد . پس داخل مسجد پیامبر (ص) شده و بر حضرتش سلام کردم ؛ و فردای آن روز دگر بار به روضه (بین قبر و منبر پیامبر) رفته , دو رکعت نماز خوانده و عرض کردم : خدایا ! پروردگارا ! از تو می خواهم قلب جعفر را نسبت به من مهربان کنی و از علمش روزیم نمایی تا بتوانم به صراط (راه ) مستقیم تو هدایت یابم ؛ با حال غصه به خانه ام بازگشتم و به سوی مالک بن انس نرفتم چرا که دلم از محبت جعفر لبریز بود . پس , از منزلم بیرون نیامدم مگر برای نماز واجب تا حدی که بی طاقت شدم , پس سینه ام تنگ شد ؛ کفشم را پوشیده , لباس به تن کرده و قصد دیدار جعفر (ع) را نمودم در حالی که نماز عصر را به جا آورده بودم . چون به در خانه ی حضرت رسیدم اجازه ورود خواستم . خادمی بیرون آمده و گفت : چه حاجت داری ؟ می خواهم بر شریف (امام) سلام کنم . پس گفت : او در محل نمازش ( محراب) به نماز ایستاده است. پس بر در خانه اش نشستم ,

لحظاتی نگذشت که خادمی آمد و گفت : برکت خداوند بر تو باد !داخل شو! پس داخل شده و بر حضرت سلام کردم . ایشان پاسخ سلامم را داد و فرمود : بنشین ! خداوند تو را بیامرزد ! پس نشستم . حضرت به حال تفکر سر به زیر انداخته آنگاه سر را بلند کرده و فرمود : کنیه ات چیست ؟ گفتم : ابا عبد الله . فرمود : خداوند کنیه ات را ثابت گرداند و تو را توفیق دهد ای ابا عبدالله ! درخواستت چیست ؟ با خود گفتم اگر برای من از این دیدار و سلامی که نمودم به جز دعای حضرت چیز دیگری نبود , همین بسیار است . باز حضرت سر خود را بلند کرد و فرمود : چه می خواهی ؟

عرض کردم : از خدا خواستم قلب تو را بر من مهربان و از علمت روزیم نماید و امیدوارم خداوند تعالی آنچه درباره ی شریف از او خواسته ام اجابت نماید. آنگاه فرمود : ای ابا عبد الله ! علم به یادگیری نیست . همانا علم نوری است که در دل هر آن کس که خداوند تبارک و تعالی بخواهد او را هدایت نماید واقع می شود ؛ پس اگر علم می خواهی اول در نفس و جان خود حقیقت عبودیت ( بندگی ) را بطلب و علم را با عمل کردن به آن طالب شو و از خدا طلب فهم کن تا تو را بفهماند . گفتم : ای شریف ! فرمود : مرا ابا عبد الله صدا بزن . گفتم : ای ابا عبدالله ! حقیقت عبودیت چیست ؟ فرمود : سه چیز است ؛

1- عبد ( بنده خدا ) برای خودش در آنچه خدا به وی سپرده ملکیتی نبیند ؛ چرا که بندگان ملکی ندارند و همه ی اموال را مال خدا  می بینند و هر جا خدا امر نموده مصرف می کنند ( می نهند ) 2- بنده برای خودش تدبیر و اندیشه ای ندارد 3- تمام اشتغال بنده در چیزی است که خدا بدان امر یا نهی فرموده . پس اگر بنده برای خودش در چیزی که خدا به او سپرده ملکیتی نبیند, انفاق در آنچه خدا بدان امر نموده بر او آسان می شود , و هر گاه بنده تدبیر خود را به مدبرش واگذارد , مصایب دنیا بر او سهل می گردد ؛ و زمانی که بنده به آنچه خدا امر و نهی نموده اشتغال ورزد , دیگر برای خودنمایی و فخرفروشی بر مردم فراغتی پیدا نمی کند .

چون خداوند بنده را به این سه خصلت گرامی داشت , دنیا و ابلیس و مردم در نظرش بی مقدار می گردند و به خاطر زیاده طلبی و فخر فروشی به دنبال دنیا نمی رود و آنچه نزد مردم از عزت و بزرگی است را طلب نمی کند و روزهای خود را تباه نمی کند . پس این اولین درجه ی تقوی است . خداوند تبارک و تعالی فرمود: آن سرای آخرت را تنها برای کسانی قرار می دهیم که اراده ی برتری جویی و فساد در زمین را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است .(قصص.83 ) گفتم : ای ابا عبدالله ! مرا سفارشی کن! فرمود: تو را به نه چیز سفارش می کنم , چرا که سفارش من برای اراده کنندگان به سوی راه خداست و از خداوند می خواهم تو را در عمل به اینها توفیق بدهد .

سه مورد آن درباره ی ریاضت( تربیت ) نفس ؛سه تای آنها درباره ی حلم ( بردباری) ؛ و  سه مورد دیگر درباره ی دانش است . پس اینها را حفظ کن , مبادا در عمل به اینها سستی نمایی! عنوان گوید: دلم را برای فرمایشاتش خالی نمودم . آنگاه حضرت فرمود : اما آن چیزهایی که درباره ی تربیت نفس است : 1- مبادا چیزی بخوری که بدان اشتها نداری , چرا که حماقت و نادانی را به بار می آورد 2- تا گرسنه نشدی چیزی مخور ؛ 3- هر وقت خواستی چیزی بخوری با نام خدا شروع کن و از حلال بخور و به یادآور حدیث پیامبر را که فرمود : هیچ گاه آدمی ظرفی را بدتر از شکمش پر نکرده است . پس اگر به خوردن ناچار شد , یک سوم شکم را برای طعام یک سوم برای آب و یک سوم را برای نفس قرار دهد .

اما آن سه چیزی که درباره ی حلم است : 1- چون کسی به تو بگوید : اگر یک کلمه بگویی , ده برابر می شنوی . پس تو بگو : اگر ده کلمه هم بگویی , یک کلمه هم نمی شنوی 2- اگر کسی تو را دشنام داد به او بگو : اگر در گفته ات صادقی , از خدا می خواهم مرا بیامرزد و اگر در گفته ات دروغ گفته باشی از خدا می خواهم تو را بیامرزد ؛ 3- اگر کسی تو را تهدید به چیز ناخوشایندی کند تو او را به نصیحت و مراعات حالش مژده بده , اما آن سه چیز که درباره ی دانش است : 1- آنچه نمی دانی از علما بپرس , بپرهیز از این که سئوالت موجب اذیت شود و یا برای امتحان باشد 2- بر اساس خودرأیی عملی را انجام مده . و در تمام کارهایی که زمینه ی احتیاط وجود دارد. مسیر احتیاط را رها مکن ؛ 3- از فتوا دادن بپرهیز همانطور که از شیر درنده می گریزی و گردن خود را پلی برای عبور مردم قرار مده . ای ابا عبدالله ! از نزدم برخیز! براستی که تو را نصیحت کردم , وقت ذکرم را ضایع مکن , چرا که من مردی هستم که به نفسم ( به مقدار کم هم ) دریغ نمی ورزم ( دقایق عمرم با ارزش است ) و سلام بر کسی که پیرو هدایت باشد





طبقه بندی: دستورالعمل های اهلبیت عصمت وطهارت علیهم السلام، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آبان 1389 توسط عبدالله
تمامی حقوق مطالب برای توصیه های اخلاقی و معنوی محفوظ می باشد