تبلیغات
توصیه های اخلاقی و معنوی - توصیه های معنوی و دستورالعمل برای تزكیه نفس از فقیه وارسته‏ آقامیر حسین قزوینى

توصیه های اخلاقی و معنوی
 
دستورالعمل برای سیر و سلوك الی الله و تزكیه نفس

به ادامه مطلب مراجعه شود

اول ، تحصیل تقوا و پرهیزكارى در جمیع فعل و ترك است كه مدام در مقام مراقبه بوده ،جناب اقدس الهى ، تعالى شأنه ، را در هر حال حاضر و بر خود ناظر دانسته ، در مقام خوف و خشیت به او امر ، مؤتمر و از نواهى منتهى بوده و در آشكار و نهان ، فضیلت تقوا را شعار خود ساخته ، پا از اندازه شریعت غرّا بیرون نگذارد و بر تقدیر عروض اثم و گناه با استغفار و توبه و انابه و ندامت ، به زودى تدارك مافات نماید .

دوم ، دوام ذكر حق به قلب و لسان كه لمحه‏اى به غفلت نگذارند و ساعت را غنیمت شمارد و به غیر فایده ، ایّام مهلت را از دست ندهد كه هر ساعت ، گوهر گرانبهایى است كه جمیع دنیا و مافیها با آن برابرى نمى‏نماید .

سوم ، توكل و واگذاشتن امور به ولى حقیقى و پناه بردن به جناب مقدس اوست ، تعالى شانه . كه در هیچ حال به راى و تدبیر خود اعتماد ننموده ، اتكال به ذات بى زوال نموده ، آنچه منعم حقیقى درباره او تقدیر نماید ، راضى بوده ، جناب متعال را متهم در قضا نداند و ضیق قلب و سخط اقدار را از صفحه دل بزداید .

چهارم ، تمسّك است به جمیع شرایع دین مبین در سنت سنیّه سید المرسلین و اخذ نمودن آن از علماى دین و ورعین متّقین كه تخلّف از آن منشأ و اخذ به بدع و اهواء و باعث بر هلاكت است ، مانند: مداومت فرایض و واجبات و باز داشتن نفس از منهیّات على كرور اللیّالى و الایام . باید نهایت اهتمام و سعى تمام معمول داشت و به مجرّد وصف طریق بدون اعمال نفس ، به نصیحت شفیق اكتفا ننموده و در خصوص مرغبات نوافل و مندوبات فضایل بعد ذلك به قدر جهد طاقت و فراغ و صحت در لیل و نهار ، سعى بسیار نموده ، از ندامت تضییع عمر گرانبها در روز عرض اكبر با حذر بوده و زبان از سخن لغو و بى فایده خصوصاً فحش و كذب و غیبت و نمیمه نگاهداشت و از استماع و سماع منهیّات و امورات بى فایده دینیّه و دنیویّه با حذر بوده و جمیع اعضا و جوارح را از خلاف رضاى مالك حقیقى مضبوط و محفوظ داشت .

پنجم ، ممارست زهد وبى رغبتى در دنیاى و مافیها و اقتصاد در معیشت ، به قدر بلغه از حلال و ضبط نفس از اشتغال و فضول عیش و استغناى از جمیع ناس در قلیل و كثیر؛ چه احتیاج به ناس با مذلّت حاضره و نسیان آخرت ، مورّث یاس و موجب افلاس است .

ششم ، دوام یاد مرگ و مستعد بودن براى نزول فرض است كه مكرر در نصب عین خود دانسته ، لمحه‏اى غافل نشود كه غفلت ، باعث و بال دنیا و آخرت است و تهیّه اسباب سفر آخرت از وصیت و آماده كردن كفن و غیر آن از ضروریات را لازم داند كه با ترك استعداد هر چند عمر یابد مرگ او فجأة خواهد بود .

هفتم ، دوام محاسبه نفس است در هر صبح و شام . پس هر گاه چیزى در اعمال خود ببیند ، حمد و شكر الهى را به جاى آورده و آن نعمت عظما را از جناب مقدس او تعالى دانسته ، توفیق زیادت طلب نماید و هرگاه شرّ و بدى در اعمال خود ببیند ، در تو به و انابه استعجال نموده ، به آب حسرت و ندامت ، صفحه دل را پاك گرداند و به تدارك اعمال نیك ، نفس نفیس را از آن دنیّه رهاند .

هشتم ، مداومت بر استغفار و طلب آموزش است و ساعات روز و شب ، خصوصاً در اعصار و اسحار؛ چه در وصیت حضرت لقمان كه براى ولد خود فرموده مسطور است: «بسیار بگو: اللهم اغفرلى» پس به تحقیق كه براى جناب احدیت ، وقتهایى چند مى‏باشد كه در آن وقت ردّ سائلى از درگاه عزت و جلالت نمى‏نماید . پس دائم الاوقات باید در دعا بود شاید دعا در ساعتى از ساعات به هدف اجابت رسد .

نهم ، امر به معروف و نهى از منكر است به قدر مقدور و با تحقق آداب و شرایط كه مشهور و در كتب اسلاف مسطور است و هر گاه اظهار حق ممكن نشود ، لااقل مجالست اشرار را اختیار ننموده ، از دل باید اطوار و رفتار ایشان را ناخوش شمرده ، مداهنه با ایشان اصلاً به عمل نیاورد .

دهم ، مساعدت و یارى نمودن برادران دینى است در امور خیریّه و متوجّه شدن بر آوردن حاجتهاى ایشان است ، خصوصاً ذریّه طیبه حضرت با رفعت خیر البریّه و سلاله علویه فاطمیه .

یازدهم ، عظیم شمردن فرمانهاى الهى و تعظیم و تكریم علماى دین و اهل تقوا و اصحاب ورع از مؤمنین است كه منشأ رستگارى دنیا و نجات عقبى است .

دوازدهم ،صبر نمودن است در جمیع مواطن كه صبر به منزله سرایمان است و راضى بودن به اقدار ، باعث راحت دارین است و باید هرگز تمنّى و آرزو ننماید چیزى كه عاقبت آن را نمى‏داند و دایم ، در هر حال ، شاكر بوده باشد كه منشأ مزید نعمت است و درتعجیل فرج آل محمد(ص) مكرر داعى بوده باشد .

سیزدهم ، اشتغال است به ممارست علوم دینیّه نافعه در سلوك مسلوك آخرت و طلب آن از اهلش و از ملامت احدى بیم ننماید و در جهالت نماند .

چهاردهم ، اخلاص ورزیدن است در جمیع اعمال كه غیر حقّ ، معیار نظر نبوده؛ چه ریا نعوذ باللّه شرك است و اجتناب از آن واجب است .

پانزدهم ، سعى نمودن در صله ارحام و احسان به آنهاست كه منشأ رفع درجات و بركت مال و طول اعماد و رضاى حضرت كردگار است ، هر چند سلام دادن بوده باشد . هر گاه غیر از آن ممكن نشود ، خصوصاً و الدین كه حقوق ایشان بى شمار و عقوق ، موجب خسران و وبال است خواه در حیات و خواه در ممات .

شانزدهم ، زیادت برادان دینى و مذاكره ایشان است در امور دین و آخرت كه از مذاكره با ایشان ، استعداد نام و توشه سفر پر خطر عقبى حاصل مى‏گردد .

هفدهم ، عدم توسع است در مباحات و عدم سخت‏گیرى است بر نفس ، بلكه اقتصاد و میانه روى باید سلوك داشت .

هجدهم ، معاشرت با مردم دنیا ، به عنوان مدارا ، در خور فهم و تاب عقل ایشان معامله نمودن و اعراض نمودن در معارف از آنچه ایشان منكر مى‏شمارند و به عقل ناقص راست نمى‏آرند و مزاوله و حسن خلق و كظم غیظ و تواضع و رفع كبر و عجب و خود بینى و خیلاء و نخوت و درخواست اصلاح اعمال خود و ایشان از درگاه احدیت است و سر رشته جمیع امور در اخذ به تقوا و پرهزكارى و دام مراقبه و نگهبانى ، جناب اقدس الهى ، تعالى شانه ، و توسل به اهل بیت اطهار ، صلوات اللّه علیهم ، فى اللیل و النهار مى‏باشد .

نوزدهم ، تحصیل خوفو رجاست كه از سخط جبارى هراسان و از رحمت بى نهایت در مهد امن و امان بوده . در یك مرتبه این دوحال را نگهدارد كه یاس و امن ، هر دو منشأ مآتم بى شمار مى‏گردد ، مگر در دم احتضار كه دست از جان شسته ، رجاء رحمت باید غالب باشد .

بیستم ، تحصیل عفت نفس با وجود و سخاوت و ثبات و اطمینان و مواسات اخوان و مسامحه با ایشان است و تامل در دقایق مسطور و ریاضت نفس با مداومت ، مثمر سعادت و ارتفاع شقاوت است .





طبقه بندی: دستور العمل های میرحسین قزوینی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 23 آبان 1389 توسط عبدالله
تمامی حقوق مطالب برای توصیه های اخلاقی و معنوی محفوظ می باشد