تبلیغات
توصیه های اخلاقی و معنوی - توصیه های اخلاقی و معنوی و دستورالعمل برای تزكیه نفس از حاج محمد رضا الطافی نشاط

توصیه های اخلاقی و معنوی
 
دستورالعمل برای سیر و سلوك الی الله و تزكیه نفس

توصیه می کنم که از دین دست برندارید، از تقوا دست برندارید، از خدا دست برندارید. همه زندگی دنیا چند روز است و می گذرد. خدا ما را می برد، اما چه خوب است که ببرد و بخرد و چه بد است که ببرد و نخرد.
گوهر دل را به هر ناشناسی نفروش! این گوهر را به گوهر شناس بفروش، به کسی بفروش که قیمت آن را بداند. هر کسی قدر این گوهر را نمی داند. خریدار این گوهر پیامبر است. مشتری آن علی است.

حاج محمد رضا در باره فضیلت بسم الله می فرمود:

بسم الله یعنی به نام خدا. با این حال خود خدا هم کلامش را با بسم الله آغاز می کند و در آغاز سوره های قرآن می فرمایدبسم الله الرحمن الرحیم. حتی خداوند تمام هستی را با بسم الله خلق کرده است. در روایات آمده است که هنگامی که آسمان و زمین در حال لرزش بود، از سوی خداوند به قلم امر شد: بنویس تا از خداوند جواب بیاید. قلم از خوف خدا ترک برداشت و جواب آمد که بنویس: بسم الله الرحمن الرحیم. پس زمین و آسمان از لرزش باز ایستاد و آرام گرفت. بسم الله گفتن، اجازه گرفتن از خداست. پس در آغاز هر کار باید بسم الله گفت. آن کس که در مسیر بندگی پا گذاشته، اولین کلامش بسم الله است و یک فضیلت آن همین است که او را به خدا می رساند.

زاد و توشه

در این دنیا آب می خوری، برای تشنگی آخرتت هم آب بردار؛ تشنه ای را سیراب کن. غذا می خوری، برای آن جا هم بردار؛ گرسنه ای را سیر کن. لباس می پوشی، پوشش آخرتت را هم فراهم کن؛ برهنه ای را لباس بپوشان

شب بندگان

شب زمان ملاقات خصوصی است. هر کاری بکنی فقط خدا با خبر است. رشد مؤمن در تاریکی شب است.

از حاج محمد الطافی پرسیدند:چه کنیم که مورد لطف خدا قرار بگیریم؟
فرمودولایت علی بن ابی طالب علیه السلام را در دل تقویت کنید، نمازتان را به موقع بخوانید، از مال حرام دوری کنید و از غیبت و تهمت پرهیز کنید.

حاج محمد رضا به دوستان خود می گفت: با حضرت عزرائیل دوستی برقرار کنیم، با او دوست باشیم و به او سلام بدهیم.  پرسیدند: چگونه می توان با حضرت عزرائیل دوستی کرد؟
حاج محمد رضا گفت: همیشه به یاد او باشیم.

راه رسیدن به انسانیت واقعی؟

از حاج محمد رضا پرسیدند: برای رسیدن به انسانیت واقعی چه باید کرد؟
 
حاج محمد رضا فرمود: راه رسیدن به انسانیت واقعی، راست گویی است که حق جویی را به دنبال دارد. نتیجه حق جویی هم بهبود است.

به ادامه مطلب مراجعه شود

رهایی از شک؟

از حاج محمد رضا الطافی درباره رهایی از شک و رسیدن به یقین پرسیدند، گفت: انسان باید حب دنیا را از دل بیرون کند تا از شک رها شود، آن گاه الهی می شود و به طرف خدا می رود. غیر از خدا یاری کننده ای نیست، پس باید به خدا پناه ببرد.

کسی از حاج محمد رضا پرسید:  من چه ذکری بگویم تا موفق شوم؟
ایشان فرمددندیاد خدا همه اش ذکر است. اسم خدا همه اش ذکر است. هر طور که باشد و هر جا که باشد، اگر یاد خدا باشی و خدا را فراموش نکنی، همه اش ذکر است. اگر همیشه به یاد خدا باشی، خدا هم دستت را می گیرد.
اگر کاری را بدون اجازه خدا انجام دهیم، کفران نعمت کرده ایم. هر آن که به یاد خدا نباشیم، کفرنعمت کرده ایم. اگر آنچه خدا گفته؛ بپذیریم، شکر کرده ایم. هر نفسی که می کشیم، اگر به یاد خدا باشیم، ذکر خدا خواهد بود

نماز صبح

نماز صبح آیینه بندگی وجود انسان است. نماز صبح پایه ساختمان عبادت است. اگر پایه ساختمان محکم باشد، هر قدر که ساختمان بالا برود فرو نمی ریزد. نماز صبح اگر عاشقانه شد، عبادت ماندگار می شوداما اگر به آن اهمیت ندادی، قضا شد، سر نماز فکرت همه جا رفت، این پایه سست استکسی که مدتی اهل نماز و عبادت بوده، حالا می گوید ولش کنپایه اش سست بوده.

گناه و معصیت

آدم اگر می خواهد آدم باشد، باید آرام باشد. آرامش که پیدا کرد، می تواند عاشق شود و علاقه اش به حقیقت بیش تر می شود. آرامش که باشد، می توان خود را مهار کرد. پس آرام باشیم تا آدم باشیم. گوش چرانی نکنید که گناه، حقیقت و معنویت را از شما می راند.گوش چرانی ( یعنی) گوش دادن به موسیقی (حرام)، به ساز و آواز دنیا، به غیبت و بهتان، معرفت را از آدم دور می کند. کسی که از امر خدا برکنار باشد ( و اطاعت نکند )، هر چه در این دنیا کار کند، برای خودش نکرده؛ برای اولادش کرده، برای دنیا و مردم دنیا کرده و عاقبت خودش با دست خالی و خجالت زده از دنیا خواهد رفت. زبان چرانی نکنید؛ هم درد دلتان را و حالتان را دیگران پی می برند و هم کارتان می شود بدبختی؛ تهمت و غیبت. کسی که زبان چرانی می کند، هر چه خدا گفته باشد، می گوید «نهو هر چه خودش بخواهد، همان می شود. سرانجامش هم این است که یک روز می بیند با خجالت باید از دنیا برود. جسم مانند فرودگاه است و روح مانند هواپیما. هواپیمای روح در فرودگاه جسم می نشیند. خداوند بنده اش را به مهمانی خود دعوت کرده و او باید روحش را به سوی خدا به پرواز درآورد. تا نفس قطع شود ( و مرگ فرا رسد) هواپیما به پرواز در می آیداما اگر نقص فنی داشته باشد، سقوط می کند؛ گناهنقص فنی این هواپیماست. کسی که نقص فنی نداشته باشد، به مهمانی خالق می رود و آن جا روزی می خورد. دفتر دل ما مثل برگه چک است؛ هر چه در آن بنویسند، جا دارد، می توانند میلیون ها تومان در آن بنویسند. اما اگر قلم خوردگی داشته باشد، اعتبار ندارد و از قیمت می افتد. خدا را همه جا یاد کنیم تا بندگی ما قلم خوردگی نداشته باشد؛ قلم خوردگی گناه، قلم خوردگی ترک عبادت. شیطان از راه گناه، هم وارد روح انسان می شود و هم وارد جسم او، و بدین ترتیب او را بیمار می کند؛ دچار غرور می کند. ( وقتی چنین شد) دیگر انسان نمی تواند حلال و حرام را تشخیص دهد و از پرستش موحدانه خداوند هم باز می ماند. نتیجه این می شود که انسان از هستی خدا عقب می ماند؛ یعنی دیگر به حقیقت نمی رسد. خداوند اختیار خلق گناه را به آدمی داده. این انسان خودش گناه برای خودش خلق می کند. خداوند به او می گوید: این حرف را نگو! اما او حرف دل پسند خود را می زند و همان را می کند که خودش می خواهد. تا گرفتار نشده ایم و گناه ما را له و بیچاره نکرده، به سوی خالق توبه پذیر برگردیم و توبه کنیم، خالق بنده پذیر، برگشته ها را دوست دارد و دستشان را می گیرد.

آرامش

آرامش در همه چیز خوب است؛ آهسته راه بروید تا به زمین نیفتید. آهسته حرف بزنید تا حرف اشتباه نزنید و بدانید که چه می گویید. آهسته بنویسید تا اشتباه ننویسید. ( در عبادت هم همین طور است؛ ) آهسته عبادت کنید تا بدانید که چه کسی را عبادت می کنید. کسی که خدا را آهسته و با آرامش عبادت کند، تمام روح و جسمش در آرامش قرار می گیرد؛ همه هستی دنیا ( و دل مشغولی های آن) از او دور می شود و فقط خدا در کنار او می ماند.

بندگی

بندگی ریسمانی است که نمی گذارد انسان در چاه گناه بیفتد. اگر طنابی که سطل را با آن می کشیم، بریده شود، سطل در چاه می افتد و غرق می شودبندگی هم اگر بریده شود، انسان در آلودگی می افتد. اما تا وقتی که این ریسمان نبریده خدا انسان را می کشد به طرف خودش. البته خدا آن قدر مهربان است که حتی اگر این ریسمان به اندازه تار مویی هم باشد، آن را می کشد و بنده خود را رها نمی کند؛ دست او را می گیرد و از منجلاب دنیا بیرون می کشد.
 
اما اگر همان تار مو هم ـ خدای نکرده ـ بریده شود، انسان در دنیا می افتد و در چاه دنیا غرق می شود و تا خدا، خدایی دارد، در نامه اعمالش عذاب نوشته می شود.
 
اگر عملی برای خدا باشد، هم ثبت می شود و هم ضبط می شود. اعمال بد فقط ضبط می شود؛ ثبت نمی شود. آن جا که اعمال ثبت و ضبط می شود، به آن سند می دهند، ولی گناهکاران دیگر سند (بندگی) ندارند.

منبع: كتاب در راه بندگی





طبقه بندی: دستور العمل های مرحوم محمدرضاالطافی، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 آذر 1389 توسط عبدالله
تمامی حقوق مطالب برای توصیه های اخلاقی و معنوی محفوظ می باشد