تبلیغات
توصیه های اخلاقی و معنوی - توصیه های معنوی و اخلاقی و دستورالعمل برای تزكیه نفس مولی محمد بید آبادى (ره) به میرزای قمی

توصیه های اخلاقی و معنوی
 
دستورالعمل برای سیر و سلوك الی الله و تزكیه نفس

 توصیه هایی كه عرضه می‏گردد و به رساله سیرو سلوك موسوم است پاسخ به خواستی است كه میرزای قمی از مرحوم بیدآبادی نموده است. ظاهرا آنچنان كه از متن رساله برمی‏آید میرزا قصد زیارت مشاهد متبركه عراق را داشته و دستوری خواسته تا مشوقی برای طاعات و عبادات باشد. مرحوم بیدآبادی نیز كه سائل را فردی آماده و مستعد برای تذكر یافته تازیانه‏های سلوك را در قالب الفاظ پی در پی برجان طالب كمال به نوازش درآورده است. اغلب مطالب این رساله و حتی الفاظ آنها از آیات قرآنی و روایات نبوی و ولوی اخذ شده است. و چون متن آن عرضه می‏گردد نیازی به بحث از محتوای آن نیست.متن رساله آداب سیر و سلوك

به ادامه مطلب مراجعه شود

ستایش و ثنا پروردگاری را سزاست كه فطرت انسانها را با اسمای جمال و جلال خود در چهل صباح بسرشت و رازهای اسمای خودرا در نهاد وی به ودیعت نهاد. و درك معانی و قدرت بیان آنها را به وی بیاموخت و سپس او را با توان دادن به كسب یقین با استفاده از قرآن و احادیث و با كاربرد دلیل و برهان گرامی داشت. پروردگاری كه نعمتهایش را بر مؤمنان بافرستادن پیامبر اكرم  تكمیل نمود و نعمت هدایت را به اتمام رسانید تا آن حضرت آیات الهی را برآنان بخواند و آنان را تربیت نموده و كتاب و حكمت را یادشان دهد و آنچه را عقول ایشان یارای درك و رسیدن به آن را نداشته به واسطه پیامبر یادگیرند. تا مردمان را در روز بازپسین حجّتی بر خدا نباشد و نگویند: خدایا اگر پیامبری می‏فرستادی ما اطاعت وی را كرده رستگار می‏شدیم. خدایی كه ظاهر بیانات پیامبران را برای هدایت عموم مردم كه خواهان نعمتهای ظاهری می‏باشند شریعت و قانون؛ و حكمتها و رازهای پوشیده در كارهای آنان را برای مرضهای قلبی و بیماریهای روانی شفا و نجات؛ و حقیقتهای ظاهره از حالات درونی آنان را برای رسیدن اهل حقیقت به بارگاه قدس خویش سبب و وسیله قرار داد.
پس قلبها و دلهایمان از درخشش كلمات پرنور آن حضرت نورانی گشت و با تابش ستارگان هدایت و حكمتهای پرنور وی، از تاریكی مناقشه‏های علمای علم كلام و از اشتباهات سخنان همسان حكیمان مشّائی و اشراقی رهایی یافت.
خدایی كه با حكمتهای الهی و ایمانی قرآن كریم، عقاید و باورهای ما را استوار و اصلاح نمود و از استدلالهای علوم طبیعی و ریاضی و عقاید من درآورده معتزله و اشاعره بی‏نیازمان ساخت. و به وسیله احادیث صحیح نبوی و آثار متعالیه علوی ما را از مرضهای درمان ناپذیری كه از سخنان فیلسوفان یونانی و ارتكاب كارهای طبیعی حیوانی و تقلید پدران و گذشتگان پدید آمده بود، در جوانی و پیری شفا بخشید. پس برترین و پاكترین درودهای خداوند بر آن حضرت و آل اطهارش باد و خداوند به آن حضرت بهترین پاداش را كه برای انبیای خود داده عنایت فرماید چرا كه او راه رسیدن به حقیقت را با التزام به شریعت و پیمودن راه مستقیم خود، برای ما روشن ساخت و نیز برای ما بیان نمود كه پند و موعظت، مؤمنان را سود بخشد و متّقیان را یادآوری است. همچنین به ما آموخت كه خیرخواهی خالصانه برای برادران ایمانی از استوارترین اركان دین است اگرچه آنان خیرخواهان را دوست نداشته باشند. پس در پاسخ درخواست شما می‏گویم: ای برادر ایمانی! شخص فهیمی مانند جناب عالی بخوبی واقف است كه توجه و دلبستگی به دنیا و علاقه به ماندگار شدن در آن و بند و بارهای گران بر نفس نهادن با روی آوردن به ابزار طبیعی و جسمانی و مشغول شدن به لذتهای نفسانی و خواهشهای پست حیوانی مانع از رشد و ترقی و رسیدن به مرتبه والای معارف حقیقی والهی هستند. بلكه بالاتر از آن، صرف نمودن تمام لحظات عمر در تدریس علوم رسمی و چشم‏پوشی از طریقه تهذیب و تزكیه نفس با ریاضتهای شرعی و تقلید از پدران و استادان در مسائل اصلی و فرعی نیز مانع از عروج به آسمان معارف حقیقی و رسیدن به واقعیات هستی است.
پس از میان علوم معمول رسمی بهترینِ آنها را انتخاب كن و از آن نیز تنها به اندازه‏ای كه مورد نیاز و لازم است فرا گیر و از جدل و مناقشه در تحصیل علم كه موجب بیماری روح و روان است، بپرهیز. بعد از آنكه از علوم لازم به اندازه نیاز تحصیل كردی به پاكسازی روح و روانت بپرداز، زیرا كه علم بستگی به زیادی تحصیل ندارد بلكه آن نوری است كه در قلبها و دلهای مستعد كه صلاحیت افاضه آن را داشته باشند می‏تابد و همچنین نهاد دلها و قلبها با علم سرشته شده، اگر به آداب شایسته الهی آراسته شوی آن را خواهی یافت.  گرسنگی بسان ابری است كه باران حكمت و معارف از آن فرو می‏ریزد. بنده‏ای كه چهل شبانه روز برای خدای تعالی اخلاص ورزد و همه كارهای خود را با اخلاص انجام دهد، چشمه‏های حكمت در قلبش جوشیده و برزبانش جاری می‏گردد. والاترین علوم اهل بیت : آن است كه بر قلبها الهام گردد و برگوشها القا شود. و علم آن است كه لحظه به لحظه و روز به روز حادث می‏شود.  پس گرد و غبار رسوم و عادات را از خود بزدای و راه و روش اهل شهادت و حضور را كه به دنبال حقیقت هستند در پیش گیر، زیرا هر چیزی را حقیقت و ظاهری و مغز و پوسته‏ای است، پس پوسته را كنارانداز و حقیقت را بگیر. بر حذر باش كه فقط ظواهر آیات و روایت را بگیری و غیر آن را انكار كنی؛ چون برای هر آیه از كلام الهی ظاهری است و باطنی و حدّی است و مطَّلعی.
نسبت به دنیا و زینتهای آن بی‏رغبت باش زیرا دنیا جایگاه فریفتگی و خودنمایی انس و جن است و حیات آن به تصریح قرآن كریم بازیچه و سرگرمی است پس آن را بر اهلش كه زنان و كودكان هستند واگذار و خود مانند مردان در طلب آخرت و حیات ماندگار باش كه در نزد اهل معنی زندگی حقیقی و دائمی و واقعی در سرای بازپسین است. دنیا چیست؟! آیا جز لقمه غذایی است كه خورده می‏شود یا تكه لباسی است كه پوشیده می‏شود یا زنی است كه به نكاح در می‏آید و همه اینها نزد صاحبان عقل چیزی جز وهم و پندار نیست. او عكوسٌ فی المرایا أوظلال كلّ مافی الكون وهمٌ أو خیال  همه چیز كه در عالم هستند یا وهم و خیال هستند یا عكسها و نقشهایی كه در آینه یا به صورت سایه نمودار می‏شوند یعنی نمود هستند نه بود. آنچه در توان داری جانب خدای را آنچنان كه در شأن اوست پاس دار و از او یاری بخواه و مجاهدت كن اولاً در راه خدای و سپس برای خدا، چون جهاد برای خدا سبب رسیدن و نیل به مقصد می‏باشد همانطوری كه خدای تعالی خود در قرآن فرموده: آنان كه برای ما جهاد می‏كنند، آنان را بر راههای خودمان هدایت می‏كنیم.  امام زین العابدین  نیز به آن اشاره فرموده در این دعا: «مَن وفا بعهدك و تعبَ نفسَه فی ذلك واجهدها فی مرضاتك فاهلٌ للبشارة»
الهی آن كه به عهد و پیمان تو وفا نموده و خود را در آن به سختی و مشقت انداخته و برای جلب رضای تو كوشش نموده، سزاوار بشارت و پاداش است. و سر آنكه جهاد برای خدا موجب نیل به مرام و مقصد است این است كه بنده مخلص را بدون فنای تمامی وجود و تسلیم نمودن امور به ولیّ خود، راه نجات دیگری در این دنیای مادی متصور نیست.
با به جای آوردن نمازهای نافله به خدای تقرب جوی تا آنكه حق چشم وگوش تو گردد و در زمره مردانی باشی كه برپیمان و عهد خدا وفادار مانده و امانت را به صاحب آن برگردانیده و به سوی خدای خویش كه سرور و مولای حقیقی آنان بوده بازگشت نموده‏اند. در زیر آسمانهای خدا، اولیا و بندگان محبوبی می‏زیند كه كسی غیر حق آنان را نمی‏شناسد.
اگر براین اندازه قادر نبودی ـ و البته بدون توفیق الهی و قطع تعلقات و تحمل سختیهای طاقت فرسا قادر نخواهی بود ـ پس راه اصحاب یمین را در پیش گیر و سعی كن داخل آنان باشی كه در حدیث وارد شده كه:
اكثر بهشتیان را صاحبان عقلهای ناقص تشكیل می‏دهند آنان كه به زنان و دختران و غلامان و نعمتهای بهشتی بسنده كرده و از رضوان جمال الهی و قرارگاه صدیقین در بارگاه حق تعالی چشم پوشی نموده‏اند. آگاه باش كه اكثر اهل دنیا در غفلت به سر می‏برند نه خیر و نفعی در آنها هست و نه‏چاره‏ای از معاشرت با آنها وجود دارد. پس باید جایگاه و مرتبه آنان را بشناسی و تا زمانی كه در منزل و مأوای آنان هستی با آن مدارا نمایی و هر كدام را در رتبه شایسته خویش قرار دهی. البته در این مدارا و رعایت حال آنان نباید دینت را سرسری بگیری یا به اهل ظلم و ستم اعتماد و تكیه كنی. پس باید اذیت و آزار اهل دنیا را تحمل كنی، زیرا آسایش و نعمتهای سرای بازپسین به سختیها و شداید این عالم مادی پیچیده شده است؛ تا این شداید را تحمل نكنی به آن نمی‏رسی. پس همراه آنان كه ایمان آورده‏اند صبر و پایداری نیكو بنما و برخدایت اعتماد كن و اورا وكیل و كار گزار خود قرار ده.  هشیار باش كه لجام و افسار نفست را در چراگاه رخصتهای شرعی آزاد نگذاری زیرا آن رخصتها و اذنها از جانب شارع برای اهل زمان بوده كه همان صاحبان عقلهای ضعیف و زنان و اطفال و ناآگاهان می‏باشند. زندگی و گذران مولایت، پیشوای جن و انس حضرت علی علیه السلام را یادآور باش كه چگونه این دنیا را سپری نموده، از نان جوینی آغشته به روغن پرهیز نمود و تناول نكرد. و مبادا كه با خود بگویی چه كسی نعمتهای الهی را حرام نموده ؟! زیرا این خیال باطل از وساوس ابلیس و موجب بازماندن از رتبه‏های عالی اهل عرفان و یقین است چرا كه بین حرام شدن با محروم ماندن نفس از رتبه‏های عالی فرق آشكار و روشن وجود دارد [ یعنی آنچنان نیست كه هر چیزی كه حرام نباشد ارتكاب آن جایز است. بلكه آنان كه خواهان مراتب عالی هستند از خیلی امور كه حرام نیست اجتناب می‏كنند ] به همین دلیل امام موحدین و راهنمای اهل حقیقت حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام در مورد عسل مخلوط با شیری كه ام ایمن آورده بود، فرمودند: می‏توان به یكی از اینها كفایت كرد، نه آنها را می‏نوشم و نه تحریم می‏كنم.
و هم آن حضرت فرموده‏اند: حذر كنید از تن‏آسایی و تن‏پروری و مشغول شدن به كارهای بیهوده و خوشگذرانی و عادت به خوردن میوه‏های لذیذ. و هم در بعضی دعاها فرموده‏اند: خدایا به تو پناه می‏برم از خو گرفتن به خوردنیها و نوشیدنیهای لذیذ و گوارا. پس خوشیهای خودرا در دنیا سپری نكن و بهره ونیازمندی خویش را در آخرت فراموش منما، زیرا كه لذتهای سرای بازپسین ماندگار و نفعش بیشتر است. زینهار از صرف لقمه‏های مشكوك و شبهه‏دار، و فرو رفتن در مباهات، كه موجب قساوت قلب و مایه محرومیت از درك لذت مناجات است. زینهار از طلب ریاست، مبادا در خیالت ریاست جاگیر شود، زیرا كسی كه بدون داشتن صلاحیت، ادعای ریاست كند از رحمت خدا به دور است و همچنین كسی كه در آرزوی رسیدن به آن باشد باز از رحمت الهی به دور است. ریاست جز برای كسانی كه شایستگی آن را داشته باشند روا نیست و كسانی كه شایستگی آن را دارند مؤمنانی هستند كه خواهشهای نفسانی را مهار نموده و نفس خود را رام ساخته و دلهای خود را به یاد آخرت و با ذكر و یاد الهی زنده نموده، و ضمیر خود را از غیر خدا پالایش كرده و لحظات زندگی خودرا در جلب رضای حق صرف كرده‏اند چندان كه قلبها و دلهای آنان محل جلوه مشیت و خواست الهی گردیده و جز خواست خدا چیزی نمی‏خواهند. از مجالست با ریاست‏طلبان بر حذر باش، خصوصاً كسانی كه علاوه بر ریاست‏طلبی، بدون داشتن نشانه‏ای از علم، ادعای علم نیز می‏كنند، زیرا آنها خدای خویش را از یاد برده‏اند و همین موجب گردیده كه خود را نیز فراموش كنند و به دنبال لذتهای پست حیوانی باشند و در توجیه كار باطلشان به آیات متشابهه استناد می‏كنند. آگاه باش كه آنان به زودی در اثر این كارهای ناروا گمراه گشته به عذاب الهی و آتش قهر او گرفتار خواهند شد و به سزای عمل خویش خواهند رسید. بعد از پاكسازی قلبت از غبار معصیت و خواهشهای نفسانی، به دل خود رجوع كن. حاصل كلام آنكه برتو لازم است كه عقاید و باورهای خود را از راه استدلال و حقیقتهای الهی و عرفانی درست گردانیده و استوارسازی و درونت را به خلق و خوی شایسته  و پسندیده و اوصاف فرشتگان زیور دهی، و آداب شرعی و عبادتهای بدنی را با شرطی كه بر آنها مقرر شده به جای آری، تا آنكه صحت و راستی و حقیقت آنها را با چشم بصیرتت و دل پاكت به عیان ببینی. البته این مراتب والا، با آرزو و هوس حاصل نمی‏گردد و با ظاهرسازی از قبیل عبا و قبا بر دوش انداختن و انگشتر عقیق به دست كردن و عصا برداشتن و جامه عالمان و عابدان و پارسایان پوشیدن و یا خود را از نظر نسب به سلسله پاكان نسبت دادن به دست نمی‏آید بلكه برای كسب آن باید از دنیا بگذری و دوستی آن را از دل خود بیرون كنی.
آگاه باش كه انسان لذت ایمان را وقتی خواهد چشید كه به دنیا بی‏اعتنا باشد و دوستی آن را از دل بیرون كند و به این فكر نباشد كه دنیا به كام چه كسی شد و نیز نشستن در حلقه شاگردان و تفاخر به آنان و یاد مدرسه و شاگردان آن را فراموش كند. بعد از آن هم در تمام كارهایی كه انجام می‏دهد یا ترك می‏كند نیت پاك و اخلاص كامل داشته باشد. و وقتی كه ترك دنیا و خارج نمودن دوستی آن از دل، برای كسی حاصل شد، آن وقت است كه اشكها از چشمها جاری خواهد گردید و دل به یاد خدا نرم خواهد شد. البته برای این منظور، در اوّل كار باید عملهایی را كه تحمل آن بر نفس سنگین است انجام دهد، تا تكه گوشتی كه به نام قلب در درون انسان نهفته است اصلاح شود، كه اگر قلب به صلاح آید باقی اعضا وجوارح نیز به صلاح خواهد گرایید كه رمز ماندگاری بهشتیان در بهشت و دوزخیان در دوزخ به سبب همین نیتهای قلبی است. البته این رشته سر دراز دارد. پس دلت را به دستورات قرآن وحدیث مشغول دار، كه اگر تو اورا به كار نگیری او تو را با وسوسه‏های درونی مشغول خواهد ساخت. نفست را در خواهشهایش رها و آزاد نگذار چون نفس همیشه در پستی و خواری خود سعی و تلاش دارد. و رستگار كسی است كه نفس خودرا بپالاید و او را از آرزوها و خواهشهای باطل باز دارد.
امّا در مورد زیارت: برتو لازم است كه تلاش و همت كنی كه شرایط و آداب زیارت را به نحو شایسته و كامل به جای آری و آن كس را كه به زیارتش رفته‏ای تعظیم نمایی و حریم حرمتش را نگهداری، و زائران را مساعدت و یاری نمایی.
برحذر باش كه در خواندن زیارت‏نامه، در این گفته ات دروغگو نباشی، آنجا كه می‏گوئی: شهادت می‏دهم و اعتراف می‏كنم كه (ای امام بزرگوار) شما جایگاه مرا ناظر هستی و به گفته‏های من واقفی و می‏شنوی. و از گردش در رواقها و صحنها و تماشای آئینه كاریها و چلچراغها و گفتگو با این و آن و توجه به مردم در حرم مطهر پرهیز كن كه این كار لایق و شایسته بندگان پاك و برگزیده نیست. تا زمانی كه شوق و میل باطنی به زیارت و دعا داری در حرم باش و زمانی كه میل تو، به سستی گرایید بلافاصله از حرم خارج شو كه ذكر نگفتن بهتر است از ذكری كه با غفلت و بی‏توجهی به محتوای ذكر همراه باشد.
در حرم مطهر برای پدر و مادرت و نیز كسانی كه حقی بر تو دارند [ مانند بزرگان دین و اساتید، خویشاوندان و دوستان ] دعا و طلب رحمت نمای. این راه و روشی است كه هر كسی را كه تبعیت مرا بكند او را به سوی آن دعوت می‏كنم و البته توفیق اجابت از خداست و خداست كه حق را بیان می‏كند و به راه راست  هدایت می‏نماید. و كسی را كه خداوند اورا بنا بر مقتضای عملهای بدش گمراه نماید برای او هدایتگری نخواهد بود و كسی را كه خداوند واعظ درونی و راهنمای قلبی برایش قرار ندهد او سرپرست و راهنمایی نخواهد داشت و هدایت فقط از جانب خداست و در دست اوست و هیچكس نمی‏تواند آن كس را كه دلش می‏خواهد هدایت كند. این یادآوری است برای كسانی كه بخواهند راه [درست] را به سوی پروردگار خویش در پیش گیرند.





طبقه بندی: دستور العمل های آیت الله بیدآبادی رحمةالله علیه، 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 آذر 1389 توسط عبدالله
تمامی حقوق مطالب برای توصیه های اخلاقی و معنوی محفوظ می باشد